مویینگی شهری دیگر تنها یک دیفرانسیل لجستیک نیست تا به پاسخی ملموس به رشد شتابان شهرها، به تغییرات مصرف و فشار برای تحویل سریعتر و سریعتر تبدیل شود در این زمینه است که نقش هاب های کلان شهرها برجستگی پیدا می کند آنها به عنوان پایگاه هایی عمل می کنند که به صورت استراتژیک در مناطق با جریان بالا قرار گرفته اند، جایی که لجستیک متمرکز، در گردش و سازماندهی مجدد است آنها نقاط انتقالی هستند که بارهای قطب های تقاضای بزرگ را تقریب می زنند و فاصله بین ورود حجم در شهر و رسیدن به مقصد نهایی را کاهش می دهند هر چه هاب بهتر واقع شود، ظرفیت پوشش، سرعت و گسترش آن بیشتر می شود.
تعریف محل نصب هاب شهری تصمیمی است که نیاز به تعادل بردارهای متعدد دارد نزدیکی با جاده های شریانی، حلقه های جاده و مسیرهایی که مناطق مختلف شهر را به هم متصل می کنند جنبه هایی ستون محسوب می شوند اما لجستیک شهری فقط جابجایی نیست بلکه نیاز به درک تراکم جمعیت، رفتار مصرف، محدودیت های شهرداری و برنامه های گردش دارد که نه تنها بین شهرهای مختلف، بلکه بین محله های یک پایتخت متفاوت است به این موارد هزینه های عملیاتی، امنیت و امکان گسترش ساختار در آینده اضافه شده است، زیرا شهر به طور مداوم تغییر می کند و عملیات باید این حرکت را دنبال کند.
نحوه ساختار شبکه لجستیک ملی اهمیت هاب های شهری را بیشتر تقویت می کند اکثر حجم هایی که خرده فروشی را تامین می کنند توسط بزرگراه ها، فرودگاه ها و مراکز منطقه ای به پایتخت ها می رسند بدون نقاط انتقال استراتژیک قرار گرفته، محموله مسیرهای شهری طولانی را برای رسیدن به محله های پرجمعیت تر طی می کند که باعث افزایش زمان، هزینه و غیرقابل پیش بینی شدن می شود هنگامی که جریان ملی به یک کلان شهر از قبل شلوغ جریان می یابد، هاب به عنوان یک بافر عمل می کند، تاثیر را جذب می کند، حجم ها را دوباره سازماندهی می کند و به روشی چابک تر توزیع می کند و دو نقطه اساسی فرآیند را به هم متصل می کند: دروازه و آخرین مایل.
بدون شک بهره عملیاتی زمانی مشهود است که این ساختار به صورت یکپارچه عمل کند علاوه بر این، هزینه کاهش می یابد زیرا مسیرها کوتاه شده و مصرف سوخت کاهش می یابد پایداری نیز بهبود می یابد، با انتشار کمتر CO2 و استفاده بهتر از ناوگان شهری با نزدیک کردن بار به مراکز مصرف، هاب شهری امکان عملیاتی ناب تر، پایدارتر و مسئولانه از نظر زیست محیطی را فراهم می کند، تقاضایی که به طور فزاینده ای در بحث های مربوط به شهرهای هوشمند و لجستیک سبز وجود دارد.
هنوز هم دستیابی به شبکه ای که قادر به پوشش 100% پایتخت های برزیل باشد، چالش پیچیده ای است این کشور شهرهایی با پویایی فوق العاده متفاوت را گرد هم می آورد، از کلانشهرهایی با ترافیک سنگین گرفته تا مناطقی با زیرساخت های محدود، یافتن فضاهای مناسب، ایمن و از نظر مالی قابل دوام در مناطق شهری مورد مناقشه نیازمند دقت استراتژیک است، ناگفته نماند که تقاضا نیز نابرابر است در حالی که برخی از پایتخت ها حجم روزانه بالایی دارند، برخی دیگر به طور قابل توجهی نوسان می کنند و عملیات را مجبور می کنند انعطاف پذیر و آماده قله های پیش بینی نشده باشد، تفاوت در قوانین شهرداری، محدودیت های گردش و قوانین بار و تخلیه معادله را کامل می کند و نیاز به فرآیندهای سازگار برای حفظ استاندارد و سرعت دارد.
روندهای شهری این سناریوی چالش برانگیز را تقویت می کند گسترش مناطق مسکونی نیاز به تحویل در مناطقی که قبلا نادیده گرفته شده اند را افزایش می دهد ترافیک شدیدتر و پنجره های گردش محدود فشار بر هاب های مستقر در مکان هایی با مسیرهای جایگزین و دسترسی تسهیل شده و دیجیتالی شدن خرده فروشی، تشدید شده توسط تجارت الکترونیک، نیاز به یکپارچه سازی سیستم ها، ظرفیت پردازش و شبکه های هوشمند فزاینده دارد.
مویینگی شهری یک مفهوم انتزاعی نیست این روشی است که شهر مسیر هر تحویل را شکل می دهد و چگونه لجستیک به این طراحی دائما در حال تغییر پاسخ می دهد هاب های متروپولیتن، هنگامی که به خوبی برنامه ریزی می شوند، این پاسخ را کارآمدتر، قابل پیش بینی تر و بیشتر به واقعیت کسانی که در مراکز شهری زندگی، کار و مصرف می کنند، وجود دارد، جایی که افزایش تقاضا و هوش عملیاتی تلاقی می کنند، لجستیک شهری ریتم واقعی خود را پیدا می کند.


