طبق گزارش «ممیزی منبع استناد 5W»، ویکیپدیا و ردیت بیش از 25 درصد از استنادهای ChatGPT در ایالات متحده را تشکیل میدهند. این پدیده نه یک اشکال نرمافزاری است و نه یک امتیاز قراردادی، بلکه نشانهای از چیزی است که در عصر جستجوی مولد، به عنوان مرجعیت محسوب میشود.
برای شروع، یک آزمایش پیشنهاد میکنم. ChatGPT، Perplexity یا Google with AI Overviews را باز کنید و بپرسید بهترین محصول در دسته شما چیست. بشمارید که پاسخ چند بار به یک تاپیک Reddit یا یک نظر کاربر اشاره میکند. سپس، بشمارید که چند بار به وبلاگی که شرکت شما سالهاست با یک تقویم ویرایشی، محتوای تأیید شده و یک تیم سئوی اختصاصی اداره میکند، اشاره میکند.
این امتیاز برای بخش شرکتی تحقیرآمیز است. و دادهها نشان میدهد که این تصادفی نیست؛ این نتیجه با گزارش 5W که قبلاً ذکر شد مرتبط است و نکته مهمی را در مورد همان نظرسنجی برجسته میکند: رسانههای سنتی مانند وال استریت ژورنال، نیویورک تایمز و بلومبرگ حتی در بین 20 منبع پراستناد هم ظاهر نمیشوند. به عبارت دیگر، برندهای روزنامهنگاری که صدها میلیون دلار برای حفظ آنها هزینه میشود، در حال از دست دادن جایگاه خود هستند و در رژیم منابع یک مدل زبانی خاص، پستهای ناشناس کاربران عادی را از دست میدهند.
عملیترین توضیح، اشاره به توافقنامههای صدور مجوز است که ردیت را به یک ارائهدهنده رسمی داده برای غولهای فناوری مانند گوگل و OpenAI تبدیل کرد. اما این روایت کاملاً درست نیست. اگر مسئله فقط دسترسی به محتوا بود، مدلها الگوهای استناد مشابهی را نشان میدادند، اما دادهها دقیقاً برعکس را نشان میدهند. ChatGPT از محتوای اجتماعی با وزن بسیار کمتری (حدود ۷٪) نسبت به Perplexity (حدود ۳۱٪) استفاده میکند. اگر فقط موضوع قرارداد بود، اعداد مشابه بودند.
تفاوت جای دیگری است. مدلهای زبانی، متنهای محاورهای، راهحلمحور و ملموس را در اولویت قرار میدهند - متنی که جزئیات آن فقط برای کسانی که واقعاً از آن استفاده کردهاند، مشخص است، و نکتهی مهم این است که «من آن را خریدم و به همین دلیل پشیمان شدم». محتوای شرکتی معمولی برعکس این است، زیرا دارای سوگیری نهادی است، از نظر قانونی تأیید شده است، فاقد اصطکاک است و فاقد جزئیات خاص است. بنابراین، هوش مصنوعی به ردیت به خاطر تنبلی پاداش نمیدهد. این به نوعی سیگنال پاداش میدهد که تیمهای محتوای شرکتی سالهاست برای حذف آن آموزش دیدهاند.
رفتار بر اساس پلتفرم متفاوت است. همانطور که قبلاً ذکر شد، Perplexity که ماهانه حدود ۷۸۰ میلیون جستجو را پردازش میکند، تقریباً ۳۱٪ از استنادهای خود را از رسانههای اجتماعی دریافت میکند و Reddit تقریباً ۲۴٪ از این کل را به خود اختصاص میدهد. Google AI Overviews ۱۳٪ را تشکیل میدهد، در حالی که ChatGPT موضع محافظهکارانهتری را حفظ میکند و منابع مرجع ساختاریافته را در اولویت قرار میدهد.
مرجعیتی که خود را اعلام میکند در مقابل مرجعیتی که خود را اثبات میکند.
مفهوم EEAT گوگل (تجربه، تخصص، اعتبار، اعتماد) با جستجوی مولد مورد توجه قرار گرفت و حرف اول E، یعنی Experience، اهمیت عملی واقعی پیدا کرد. یک پست انجمنی که به خوبی رأی آورده باشد، یک تجربه خلاصه شده است زیرا دارای تاریخ، نام و جزئیاتی است که دفترچه راهنما فاقد آن است. صفحه محصول بیان میکند که شرکت بهترین است. و انجمن تعیین میکند که آیا این درست است یا خیر. در این زمینه، اعتبار و قدرتی که هوش مصنوعی تشخیص میدهد چیزی نیست که برند اعلام میکند، بلکه چیزی است که اشخاص ثالث تأیید میکنند. وبلاگهای شرکتها یک اعلامیه هستند، اما انجمنها، مخازن و بررسیها تأیید هستند.
با این حال، واکنش استراتژیک شامل استعمار جوامع با پستهای جعلی نمیشود. Astroturfing، یک تکنیک بازاریابی و ارتباطی که شامل ایجاد مصنوعی حمایت یا اجماع مردمی است، در این زمینه بیاثر و غیراخلاقی است. جوامع به سرعت حسابهای هماهنگ را تشخیص میدهند و فراخوان عمومی به محتوای معتبر و بسیار جذاب تبدیل میشود - دقیقاً همان نوعی که هوش مصنوعی تمایل به استناد به آن دارد. ریسک نامتقارن است و بازده کم است.
نکته کلیدی این است که خودِ ارتباط به اندازه بهترین توصیف از یک مشتری راضی، مفید، خاص و قابل تأیید باشد. سوالات متداول صادقانه، مستندات واضح، مقایسههایی که برتری رقیب را نشان میدهند. و اندازهگیری حضور به طور جداگانه در هر موتور جستجو، زیرا Perplexity، AI Overviews، ChatGPT و Gemini رژیمهای منبع متفاوتی دارند و به تاکتیکهای متفاوتی نیاز دارند.
خلاصه مطلب سرراست است. هوش مصنوعی به ردیت بیشتر از وبلاگ شما استناد میکند، زیرا ردیت، به طور متوسط، صادقتر از وبلاگ شماست. هر کسی که این را بفهمد، دیگر تلاشی برای فریب دادن ماشین نمیکند و در نتیجه، لیاقت استناد را پیدا میکند.
الکساندر کاراماسکی او یکی از بنیانگذاران Naia و مدیرعامل Brasil GEO است. او پیش از این به عنوان مدیر ارشد بازاریابی Semantix (Nasdaq) خدمت میکرد. او بیش از 18 سال تجربه در فناوری، بازاریابی و فروش دارد و از پیشگامان مفهوم بهینهسازی موتور مولد (GEO) و تجارت به نماینده (B2A) در برزیل است.



