شروعمقالاتنقش رهبر در مواجهه با اتوماسیون و پیشرفت هوش مصنوعی همه جا حاضر

نقش رهبر در مواجهه با اتوماسیون و پیشرفت هوش مصنوعی همه جا حاضر

هیئتهای مدیره، سرمایهگذاران، نهادهای حاکمیتی و خود بازار به طور فزایندهای خواستار پاسخهای فوری از سوی شرکتها و کارکنان آنها در مواجهه با پیشرفت هوش مصنوعی شدهاند. روایت غالب از برخی مقدمات شروع میشود، مانند اینکه اگر شرکتها خود را تطبیق ندهند، عقب میمانند، یا حتی آنچه را که شهود میکند همه رقبا پیشرفتهتر و آمادهتر از سازمان ما هستند.

و به این ترتیب، اغلب بدون تأمل بیشتر یا تجزیه و تحلیل دقیق در پشت صحنه، بود که در چند ماه (ChatGPT کمتر از 4 سال پیش عمومی شد) هوش مصنوعی وعده ای دور داد و شروع به درمان به عنوان یک نیاز فوری و منحصر به فرد برای بقای شرکت کرد و به عنوان یک متخصص در این موضوع، دشوار خواهد بود که ادعا کنیم فوریت و نگرانی در مورد موضوع نباید در واقع در رادار 100 نفر از 100 مدیر اجرایی باشد.

اما یک پارادوکس، یک تناقض وجود دارد که در زندگی روزمره همه کسانی که سعی در اجرای راهحلهای مؤثر مبتنی بر هوش مصنوعی در کسبوکار خود دارند، نفوذ میکند، و اغلب نادیده گرفته میشود: فوریت “” (یا حتی “conceptual”) در تضاد با بسیار پیچیدهتر است. و واقعیت داخلی کند شرکت مرتبط با فرآیند پذیرش فناوری های جدید.

درون سازمانها، پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی هنوز به صورت ناموزون و نامتقارن رخ میدهد اگرچه ابزارهایی مانند ChatGPT، OpenClaw، Claude، Gemini و سایر راهحلهای مولد در زمان رکورد به میلیونها کاربر رسیدهاند، اما استفاده شرکتی همگام با رشد نیست بسیاری از شرکتها اعلام ابتکار عمل میکنند، مناطق اختصاصی ایجاد میکنند و پروژههای نوآوری را به اشتراک میگذارند، اما برای تبدیل این به ارزش ملموس، علاوه بر ابتکارات آزمایشی یا یکباره، با مشکلاتی مواجه میشوند و این عدم تطابق نشان میدهد که مانع اصلی پذیرش منسجمتر، فناوری نیست، بلکه فرهنگی است.

نظرسنجی ها اخیر آنها این سناریو را با نشان دادن اینکه بخش بزرگی از شرکت ها (80%) که AI را پیاده سازی کرده اند هنوز موفق به گرفتن دستاوردهای مربوط به بهره وری نشده اند، تقویت می کنند در برخی موارد، اثر برعکس بود کارکنان شروع به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی کردند، اما زمان بیشتری را صرف بررسی، تنظیم و اعتبار نتایج کردند زیرا آنها فاقد قابلیت اطمینان هستند و نقص هایی را پیدا می کنند که توسط الگوریتم پنهان شده اند به جای تسریع کار، تکنولوژی لایه ای از پیچیدگی و تجزیه و تحلیل را اضافه می کند که تاکنون وجود نداشته است و این سناریوی طبیعی (به هر حال، این یک تکنولوژی جدید است!) عدم آمادگی ساختاری و سواد دیجیتال را برای جذب پتانسیل حالت منسجم AI برجسته می کند تجارت.

در عین حال، پدیده ای در درون تیم ها اتفاق می افتد حتی زمانی که تشویق به استفاده از هوش مصنوعی می شود، بسیاری از متخصصان مقاومت نشان می دهند این مقاومت لزوما به دشواری فنی مرتبط نیست، بلکه به ترس مرتبط است در بازارهای مختلف، به ویژه در ایالات متحده، در حال حاضر گزارش هایی از کارکنان وجود دارد که از استفاده از این ابزارها به دلیل ترس از مشارکت در جایگزینی خود در آینده نزدیک اجتناب می کنند این یک واکنش قابل درک در محیط هایی است که رهبری مشخص نمی کند نقش فناوری در تکامل کار چیست.

یکی دیگر از مشکلات تکرار شونده تلاش برای جا دادن یک راه حل جدید در ساختارهای قدیمی است بسیاری از سازمان ها با فرآیندهای سفت و سخت، فرهنگ های ریسک گریز و مدل های مدیریتی که طرفدار آزمایش نیستند به فعالیت خود ادامه می دهند در این زمینه هوش مصنوعی به صورت سطحی مورد استفاده قرار می گیرد، بدون اینکه منطق کسب و کار قابل پیش بینی باشد: ابتکاراتی که منابع را مصرف می کنند، فرآیندها را بار می کنند، اما هیچ تحول واقعی را ارائه نمی دهند (برعکس، از جمله).

این سناریو اهمیت نقش رهبری را تقویت می کند، که باید به عنوان عامل تغییر عمل کند، این اوست که استراتژی را ترجمه می کند، اولویت ها را تعریف می کند و محیط لازم را برای فناوری ایجاد می کند تا تاثیر ایجاد کند، بدون جهت روشن، AI فقط ابزار دیگری در دسترس می شود، بدون اتصال به اهداف کسب و کار، بدون همسویی با هدف یا حتی با حرفه سازمان.

گویی چالش کوچک بود، رهبر علاوه بر همه چیز مسئولیت عظیم ساختن محیطی از ایمنی روانی برای تیم ها را بر عهده دارد، در محیطی که با عدم قطعیت مشخص شده است، طبیعی است که تردیدها و مقاومت های زیادی به وجود می آید، این به رهبری بستگی دارد که روشن کند هوش مصنوعی به خودی خود مکانیزم جایگزینی نیست، بلکه راهی برای گسترش قابلیت ها و تسریع تولید ارزش است، وقتی مردم هدف فناوری را درک می کنند، رابطه با آن تغییر می کند، ترس جای خود را به آزمایش می دهد و آزمایش فضا را برای یادگیری باز می کند.

نکته مرکزی دیگر سرمایه گذاری در سواد دیجیتال “real” ارائه ابزار و انتظار برای ظاهر شدن نتایج کافی نیست استفاده کارآمد از هوش مصنوعی مستلزم دانش، تمرین و زمینه است در شرکت های سنتی تر، این چالش حتی بیشتر است، زیرا اغلب شکاف قابل توجهی در مهارت های دیجیتال توسط خود ارشدترین رهبران وجود دارد که نمی توانند الگوی خود را برای نیروی کار قرار دهند. غلبه بر این مانع مستلزم تلاش مستمر توانمندسازی است که تمام سطوح سازمان را درگیر می کند و تحول بی چون و چرای رهبری عالی را پیش فرض می گیرد.

همچنین مهم است که برجسته کنیم که پذیرش هوش مصنوعی نیاز به اتصال به مشکلات واقعی دارد بسیاری از ابتکارات شکست می خورند زیرا آنها با تکنولوژی شروع می شوند نه نیاز به کسب و کار موثرترین راه این است که شناسایی کنید که تنگناها، ضایعات و فرصت های کسب از این انتخاب ابزار واضح تر و هدفمندتر می شود این رویکرد عملی به طور قابل توجهی شانس موفقیت را افزایش می دهد.

از سوی دیگر و همانطور که در بالا ذکر شد، اتوماسیون ضعیف اجرا شده می تواند اثرات منفی ایجاد کند نمونه هایی از این تجربیات خدمات مشتری خودکار است که مشکلات را حل نمی کند یا ناامیدی مشتری را افزایش می دهد، که شما خواننده مطمئنا هر هفته از طریق تکنولوژی بدون معیار استفاده می شود، درک ارزش نام تجاری و تجربه مشتری را به خطر می اندازد.

اما بعد، چگونه در این سفر موفق شویم خوب، شرکت هایی که می توانند پذیرش AI را پیش ببرند، برخی از ویژگی های مشترک را به اشتراک می گذارند به عنوان مثال، آنها با تکنولوژی به عنوان یک ظرفیت سازمانی رفتار می کنند، نه به عنوان یک پروژه جدا شده، آنها همچنین با چرخه های یادگیری کوتاه کار می کنند، به سرعت تست می کنند و به طور مکرر تنظیم می شوند مهمتر از آن، آنها از ابتدا افراد را در این فرآیند درگیر می کنند، احساس تعلق و همکاری ایجاد می کنند و مردم به تعریف اینکه کدام برنامه ها راه حل های مشخصی را برای مشکلاتی که بر مشتریان و خود کسب و کار تأثیر می گذارد، کمک می کنند.

من یک نئولادیت یا کسی جدا از واقعیت ها نیستم، برعکس، گذار به جهانی که در آن هوش مصنوعی در تمام جنبه های هستی و تجارت نفوذ می کند، کاملا اجتناب ناپذیر است انکار این واقعیت گزینه مناسبی نیست، با این حال، حرکت رو به جلو بدون در نظر گرفتن عامل انسانی و ضروری است که تکنولوژی نقش خدمت به مردم را در نهایت دارد، همچنین کار نمی کند چالش واقعی این است که این دو بعد را با ملموس بودن، عمل گرایی و نگاه گسترده تر و طولانی تر متعادل کنیم و این دقیقا همان چیزی است که ما به طور فزاینده ای مرتبط، تاثیرگذار و قادر به نوآوری با هدف و تمرکز نیاز داریم.

فرناندو مولن
فرناندو مولن
فرناندو مولن شریک Sponsorb، یک شرکت عملکرد تجاری بوتیک، استاد و متخصص در تجارت، تحول دیجیتال و تجربه مشتری و نویسنده مشترک پرفروشترین "Inquietos por Nature" و "You Shine When You Live Your Truth" است. هر دو از Editora Gente، 2023)
امور مربوط

یک جواب بگذارید

لطفا نظر خود را وارد کنید!
لطفا نام خود را در اینجا وارد کنید

اخیر

محبوب ترین

اخیر

محبوب ترین

اخیر

محبوب ترین