مقالات صفحه اصلی چرا اعتبار، فرهنگ و هوش مصنوعی ارکان واقعی رشد خواهند بود...

چرا اعتبار، فرهنگ و هوش مصنوعی ارکان واقعی رشد در سال ۲۰۲۶ خواهند بود؟

در گفتگوهایی که طی چند ماه گذشته با رهبران داشته‌ام، مشخص شده است که سال ۲۰۲۶ سال اختلالات بزرگ و ناگهانی نخواهد بود. این سالی خواهد بود که در آن انتخاب‌های انجام شده اکنون شروع به تأثیرگذاری یا ایجاد بازده می‌کنند.

در جدیدترین زمینه، بسیاری از سازمان‌ها روی سرعت، آزمایش مداوم و فناوری‌های جدید به عنوان موتورهای رشد شرط‌بندی کرده‌اند. برخی در کوتاه‌مدت به موفقیت دست یافتند، در حالی که برخی دیگر به سختی دریافتند که رشد سریع بدون ساختار، ریسک، هزینه و فرسایش برند را افزایش می‌دهد. وقتی روایت سریع‌تر از ارائه پیشرفت می‌کند، درک ریسک افزایش می‌یابد و رشد شروع به متوقف شدن می‌کند.

بنر تبلیغاتی برای نرم‌افزار مدیریت خرده‌فروشی Forhold، که کاربران را به یک دوره آزمایشی رایگان ۳۰ روزه دعوت می‌کند

به همین دلیل معیارها تغییر کرد.

شتاب از انجام کارهای بیشتر به انجام کارهای بهتر، با اصطکاک کمتر و قابلیت پیش‌بینی بیشتر تغییر کرده است. در بازارهای بالغ‌تر، کسانی که در مورد بودجه تصمیم می‌گیرند، فقط محصولات یا خدمات را خریداری نمی‌کنند؛ آنها کاهش ریسک را می‌خرند. و در این نقطه است که شهرت دیگر یک روایت نیست و به یک دارایی اقتصادی تبدیل می‌شود.

یک شهرت خوب ساخته شده، چرخه‌های فروش را کوتاه می‌کند، تلاش برای متقاعد کردن را کاهش می‌دهد و حتی قبل از اولین مکالمه فروش، اعتماد ایجاد می‌کند و برندهایی که با این موضوع به عنوان چیزی انتزاعی برخورد می‌کنند، همچنان برای رشد خود هزینه بیشتری می‌کنند. آن‌هایی که شهرت را در مدل کسب‌وکار خود ادغام می‌کنند، نه از طریق سر و صدا، بلکه از طریق ثبات، مزیت کسب می‌کنند. در این زمینه، حاکمیت، امنیت و اعتماد دیجیتال نیز در مرکز توجه قرار می‌گیرند. با افزایش استفاده از داده‌ها و سیستم‌های هوشمند، ریسک عملیاتی و اعتباری افزایش می‌یابد و امنیت دیگر یک مسئله فنی نیست و به یک موضوع رهبری تبدیل می‌شود.

هوش مصنوعی بارزترین نمونه این تغییر ساختاری است؛ دیگر یک وعده یا یک عامل متمایزکننده‌ی منفرد نیست. این فناوری در حال تثبیت خود به عنوان یک زیرساخت تصمیم‌گیری است و فراتر از اتوماسیون یا دستاوردهای حاشیه‌ای بهره‌وری می‌رود. هوش مصنوعی عدم قطعیت را کاهش می‌دهد، سناریوها را پیش‌بینی می‌کند، به اولویت‌بندی سرمایه‌گذاری‌ها کمک می‌کند و از تصمیمات استراتژیک در زمان واقعی پشتیبانی می‌کند. شرکت‌هایی که هنوز با این ابزار به عنوان یک ابزار جانبی رفتار می‌کنند، در بحث‌های مربوط به کارایی گیر می‌کنند، در حالی که شرکت‌هایی که آن را در هسته‌ی کسب‌وکار ادغام می‌کنند، شروع به بحث در مورد کیفیت تصمیم‌گیری می‌کنند و این امر قواعد بازی را کاملاً تغییر می‌دهد.

داده‌ها این گذار را تأیید می‌کنند. طبق گزارش مک‌کینزی با عنوان «وضعیت هوش مصنوعی در سال ۲۰۲۵»، بحث دیگر این نیست که «آیا» شرکت‌ها هوش مصنوعی را اتخاذ خواهند کرد، بلکه بحث بر سر چگونگی آن است. امروزه، ۲۳٪ از سازمان‌ها در حال حاضر در حال توسعه‌ی عوامل هوش مصنوعی هستند که قادر به اجرای کل فرآیندها هستند، در حالی که ۳۹٪ هنوز در حال آزمایش این راه‌حل‌ها هستند. با این حال، آشکارترین داده‌ها، نقطه مقابل این است: کمتر از یک سوم از شیوه‌های مدیریت خوب برای استفاده‌ی مسئولانه از این فناوری پیروی می‌کنند.

در عمل، این نشان می‌دهد که فناوری سریع‌تر از توانایی شرکت‌ها در ساختاردهی تصمیم‌گیری، کنترل و پاسخگویی پیشرفت می‌کند. و این دقیقاً همان جایی است که نقطه بحرانی برای سال ۲۰۲۶ نهفته است. مزیت رقابتی نه تنها از پذیرش هوش مصنوعی، بلکه از ادغام آن در یک سیستم مستحکم از حاکمیت، فرهنگ و اعتبار حاصل می‌شود که قادر به حفظ شتاب بدون افزایش ریسک تجاری است.

با این حال، فناوری به تنهایی هیچ چیزی را تسریع نمی‌کند؛ وقتی به طور ضعیفی یکپارچه شود، فقط پیچیدگی ایجاد می‌کند. دیجیتالی کردن فرآیندهای قدیمی بدون بازنگری در مدل عملیاتی، اصطکاک را در مقیاس بزرگتری ایجاد می‌کند. آنچه کسانی را که رشد می‌کنند متمایز می‌کند، توانایی بازنگری گردش‌های کاری، شکستن سیلوها و اتصال استراتژی، عملیات و فناوری حول اصطکاک کمتر و ارزش درک شده بیشتر است.

این جنبش نیازمند چیزی است که از نظر تاریخی دست کم گرفته شده است: فرهنگ سازمانی. و این رهبری است که با تعریف اولویت‌ها، حفظ چشم‌انداز و تبدیل ارزش‌ها به رفتار روزمره، این امر را در عمل شکل می‌دهد. یک نظرسنجی جهانی PwC از بیش از ۳۲۰۰ رهبر، تأیید می‌کند که ۷۲٪ از مدیران، فرهنگ را برای ابتکارات تغییر موفق بسیار مهم می‌دانند. با این حال، در حالی که ۷۷٪ از رهبران ارشد با هدف شرکت همذات‌پنداری می‌کنند، این تعداد در بین سایر متخصصان به ۵۴٪ کاهش می‌یابد.

وقتی فرهنگ به طور مداوم اجرا نشود، استراتژی جذابیت خود را از دست می‌دهد، مهم نیست که چقدر در پاورپوینت خوب به نظر برسد. بنابراین، فرهنگ دیگر یک پس‌زمینه نیست و به یک مزیت رقابتی واقعی تبدیل شده است.

یکی دیگر از پیامدهای طبیعی این سناریو، ادغام تیم‌های ترکیبی و متخصصان چندرشته‌ای است. با جذب وظایف تکراری و عملیاتی توسط هوش مصنوعی، تیم‌ها لاغرتر و مهم‌تر از همه، استراتژی‌محورتر می‌شوند. T شکل- متخصصانی با تخصص فنی عمیق و چشم‌انداز وسیع از اکوسیستمی که در آن فعالیت می‌کنند. عملیات به اجرای مکانیکی کمتر و مهارت‌های بیان بیشتر، «دست» کمتر، «سر» بیشتر و تصمیماتی نیاز دارند که زمینه، تأثیر و نتایج را به هم متصل می‌کنند.

شهرت خوب ساخته شده، استفاده استراتژیک از هوش مصنوعی و فرهنگ سازمانی بالغ، پیش‌نیازهای رقابت هستند. در نهایت، سال ۲۰۲۶ به کسانی که هر روندی را دنبال می‌کنند پاداش نخواهد داد. این سال به کسانی پاداش خواهد داد که یک سیستم یکپارچه از فناوری، فرهنگ، شهرت و تصمیم‌گیری ایجاد می‌کنند.

با وجود همه این مواردی که برای شما مطرح شد، سوالی که باقی می‌ماند ساده و در عین حال ناخوشایند است: آیا شرکت شما با بصیرت برای رشد آماده می‌شود یا صرفاً سعی می‌کند عقب نماند؟

*گابریل د اولیویرا مدیرعامل MOTIM، اولین شتاب‌دهنده مدیریت شهرت و جایگاه‌یابی در جهان است. او در گسترش کسب‌وکار بین‌المللی و رشد مبتنی بر شهرت تخصص دارد.

به‌روزرسانی تجارت الکترونیک
به‌روزرسانی تجارت الکترونیکhttps://www.ecommerceupdate.com.br/
E-Commerce Update یک شرکت پیشرو در بازار برزیل است که در تولید و انتشار محتوای باکیفیت در مورد بخش تجارت الکترونیک تخصص دارد.
مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

لطفا نظر خود را تایپ کنید!
لطفا نام خود را اینجا تایپ کنید

اخیر

محبوب‌ترین‌ها

اخیر

محبوب‌ترین‌ها

اخیر

محبوب‌ترین‌ها